یکنفر اینجا تنهاست . . .

تو اگر در طپش باغ خدا را دیدی همت کن و بگو ماهیها حوضشان بی آب است.

چند کلمه با دوستان
ساعت ٢:٢٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۸/٢٩  کلمات کلیدی: قضاوت ، دوجنسه ، خوشتیپ

سلام دوستان

اینبار برخلاف همیشه اول می خوام جواب کامنتهارو بدم چون احساس می کنم تو خوندن بهتر داستان کمکتون می کنه.ادامه داستان و هم در پست بعدی روز دوشنبه بخونین.

اول اینکه مرسی ازینکه میاین و می خونین پستهای منو.

متاسفانه شاید تو ایران ما تعریف هایی از زن و مزد داریم که خوب نیستن و باید درشون گل بگیریم. مثل اینکه مثلا این عقیده بود که مرد با سربازی رفتن مرد میشه ، یا اینکه یه مرد باید موهاش این شکلی باشه یا اونطوری که ما برامون تعریف شده. کی به ما این حق و اجازه رو می ده راجع به زندگی مردم تصمیم بگیریم و حرف بزنیم. می دونین ما ها با حرفامون چقدر جوون و دپرس و سرخورده کردیم؟! حرف مردم!

یادمه 15 سالم که بود اولین شلوار راسته زندگیم و خریدم.اونموقع مد بود مردا این شلوار گشادار و می پوشیدن که الان وقتی عکساشونو می بینیم فقط می خندیم. اونموقع انقدر در مورد شلوار من قصه درست کردن که رفتم و پسش دادم ، اما الان همه راسته می پوشن و شلوار گشاد اساسا دیده نمیشه دیگه. می خوام این و بگم که اگه ما درمورد چیزی اطلاعات نداریم یا به نظرمون قشنگ نیست اجازه نداریم مردم و مسخره کنیم یا بگیم بده.

فعلا کاریش نمیشه کرد ، من فیس بوک و که چک می کنم افسوس می خورم.یه پست می ذارن که یه مرد زیر ابرو ور داشته. بعد یه سری آدم بیکار هم میان و کامنت میذارن. مرد هم مردای قدیم.مرد اگه مرد باشه بجای اینکارا میره دنبال کار! و هزار تا مزخرف دیگه. اصن کی گفته مرد باید بره فقط دنبال کار؟ کی گفته مرد نباید دنبال زیبایی و آراستگی خودش باشه؟ کی گفته که مرد نباید کرم به صورتش بزنه؟ چرا مرد باید زمخت باشه و پر چین و چروک؟ چرا مرد ها زودتر می میرن؟ ما ادعامون میشه آدم های متمدنی هستیم ، اما هنوز یاد نگرفتیم سرمون و ازتو زندگی مردم بکشیم بیرون.

که این درمورد خانومها هم صدق می کنه.مرده میاد خونه و پرتوقع لم میده که بیارن و بخوره و زیرش و هم تمیز کنن. امیدوارم روزی برسه که این بساط تقسیم بندی ها برداشته بشه.

می گن دختر نباید بخنده؟!!!! چرا ؟ چرا دختر نباید شاد باشه؟ دختر باید بخنده ، بلند هم بخنده .اگر قراره به تساوی مرد و زنه ، هردو باید هر کاری و بتونن بکنن. زنا باید یاد بگیرن که کار کنن و از نظر مادی وابسته نباشن و مرد هم باید یاد بگیره از پس یه آشپزی و بچه داری بر بیاد.خوب این قصه سر دراز دارد و باز هم راجع بهش باهم صحبت می کنیم.

مردهای زن نما؟ منو یاد داستان وولورین میندازه ، مردایی که با ماه کامل گرگ می شن. من دکتر مسایل جنسیتی نیستم اما خوب چیزهایی که دیدم توضیح می دم. گی ها یا مردهایی که کاملا ظاهر یه مرد و دارن اما تمایلات درونیشون ترکیبی از هردو هست.

که تا دلتون بخواد تو کوالامپور پر ازین افراده. تو داستان امروز یا هفته بعد می خونین یکی از برخوردهامو باهاشون.من تاحالا برخورد بدی نداشتم و همین الان هم یکی از دوستانم تو کوالامپور گی هست.خوبی گی ها برای مردا اینه که اونا همیشه دوروبرشون پر از دختره.

یکی از دوستام تعریف می کرد که یه همکلاسی داشته که خیلی پسر خوشتیپی بوده و البته گی.ازش می پرسه چرا گی ؟ چرا دنبال دخترا نمی ری؟ اونم داستان بچگی ش و تعریف می کنه که نوع رابطه پدر و برادراش و سختی های زندگی با اونها باعث ترغیب و عادتش به بودن با همجنس شده.

دسته دیگه کسانی هستن که ظاهر میکس دارن و بهشون میگن شی میل یا ترنس. اینها تو جنوب شرق آسیا زیادن و البته من بیشتر اینهارو تو تایلند و اندونزی دیدم و بهشون نزدیک نمیشم.اکثرا هم به شکل دختر متمایل هستن مشغول به شغل شریف کارهای خاک برسری ان. تو اینجایی که من زندگی می کنم گاها یه دختر و می بینین که خیلی خوشگل و اصن باورتون نمیشه که بهتون می گه ترنس هست حتی صداشون هم مثل دخترهاس. ببینین من پزشک نیستم اما این بنده خداها نخواستن که اینطور بدنیا بیان. ما متاسفانه تو ایران خیلی بد با اینها رفتار می کنیم اگر ببینیم در صورتیکه باید اینها هم تو جامعه پذیرفته بشن و اگز تمایل دارن با جراحی تغییراتی که می خوان روشون انجام بشه.بهرحال ما حق نداریم به مخلوقات خدا بی احترامی کنیم.مثل اینکه می گیم سگها نجسن. چرا؟ اگر مسلمونین که خدا در سوره کهف یه سگ رو هم جزو اصحاب کهف قرار داده.کی به ما این حق و میده که در کار خدا دخالت کنیم؟ یعنی ما بهتر می فهمیم؟ اگه به حکمت خداوند اعتقاد دارین پس به مخلوقات خداوند هم احترام بگذارین.اگر از کسی یا چیزی خوشمون نمیاد خوب می تونیم دوری کنیم نه اینکه اون رو ترد کنیم.

خوب از طرف دیگه ما دخترهای همجنس گرا هم داریم.همین همسایگی ما بودن دوتا دختر که با هم زندگی می کردن و . . .

و تو لایوس چیز دیگه ای هم دیدم ترکیبی باور نکردنی. یه دختر بسیار بسیار زیبا با یه مرد خوشتیپ که هردو ترنس بودن و باهم بودن البته.تنها باری بود که دیدم که دو تا ترنس با هم رابطه عاطفی دارن.عالی بودن با هم. اتفاقا با هم فوتبال هم بازی کردیم.اما یادمه یکی از دوستام پرسید که اینا چین ؟ یعنی جنسیتشون چیه؟! اونا خیلی عصبانی شدن مخصوصا آقاشون.ترنس غیرتی بود.

راجع به یکسری با افکار پوسیده ، از یه دوست مالایی پرسیدم که مالزیایی ها بیشتر تو چه کارهایی خوبن، اونم گفت: چینی های مالزی معروفن به اینکه مردم کسب و کارن و تاجرای خوبی ن.هندی ها هم که یا پولدارن و شرکت دارن یا فقیرن و کارگر و راننده تاکسی و اما مالایی ها.مسلمون های مالزی. مردمی نژادپرست که از یه طرف عاشق انگلیس ن و از طرفی مثل بز از مفتی های عربستان پیروی می کنن. خانواده های متوسط رو به بالاشون اکثرا بچه هاشون و میفرستن انگلیس درس بخونن. مالایی ها بیشتر تو کارهای دولتی موفقن؟ یعنی چی؟ جالب که بدونین گند دزدی هاشون هر چند وقت یه بار در میاد. مثلا دو ماه پیش مردم یه تجمعی داشتن تو خیابونها به اسم اعتراض زرد.که اکثرا چینی بودن. چرا؟ چون چند وقت قبل ترش حساب نخست وزیر تو انگلیس چک شده بوده چند میلیارد دلار پول بی حساب توش بوده.بعد از این اعتراض چند روز بعدش مالایی های مالزی اعلام کردن که مثلا روز چهارشنبه هیچ هندی و چینی نباید بیاد تو خیابونها و گرنه بهشون حمله میشه. اونها هم تجمع حمایتی داشتن از دولت و می گفتن که ما مالزیایی هستیم و راجع به کشور خودمون تصمیم می گیریم.جالبه که بدونین مالایی ها از بخشی از اندونزی به نام جاوا سالها قبل به مالزی مهاجرت کردن و اساسا مالزیایی های اصیل بومیان منطقه هستن.یه مثال دیگه راجع به این مردم بزنم. لنگکاوی چزیره ای در شمال مالزی که من مدتی و اونجا تو یه هتل کار می کردم.که حالا به داستان اونجا هم می رسیم. اما این و ببینین:

صبح جمعه ، خانوم مالک هتل لخت و تنها با یه پارچه توری دورش میاد از جلوی ما رد میشه و می ره تو رسپشن هتل.شوهرش نصفه شب قبل رفته بود از پنجره اتاق اون دختر فنلاندی ه و اون و دید زده تا صبح. یکساعت بعد هردو لباس سنتی پوشیده ، خانوم با حجاب رهسپار نماز جمعه ن  تا اینجاش به من ربطی نداره هرطور می خوان باشن باشن اما اینا ما ایرانیارو مسخره می کنن که هه اینا مسلمون نیستن یه نماز جمعه نمیرن.

حالا درمورد این آدمها می نویسم براتون در ادامه.

هاست Host یا بهتر بگم هوست یعنی میزبان. سایتهای زیادی هستن مخصوص سفر ، که مسافرانی که مثل من سفر می کنن و کسانیکه عاشق سفرن بهم کمک می کنن و وقتی که خونه هستن و امکانش و دارن و مسافرارو هوست می کنن. یعنی بهشون یه جا برای خواب میدن.حالا این جای خواب می تونه یه اتاق باشه با یه تشک یا تخت یا یه کاناپه تو هال.

پول تایلند و یکی دوبار مثال زدم تو داستان تایلند و راستش الان نمیدونم پولشون چطوره. مالزی هم الان هر 100 دلار حدودا 400 رینگیت. اما اون زمانیکه من به مالزی رفتم هر 100 $ برابر بود با 320 رینگیت حدودا.

مالزی مدارس بین المللی خوبی داره.من فقط یکی و تو تهران تو بلوار فرهنگ دیدم که نمیدونم ایرانی و ثبت نام می کنه یا نه.اما خوب اگه بتونین بچه هاتون و مدرسه بین المللی بفرستین خیلی خوبه چون زبان اصلی این مدارس انگلیسی هست و بچه زبان و با لهجه یاد می گیره.اگر هم این امکانش نیست یکی از موسسه های معمولی و مدرسه یه مقدار زبان و یادشون میده ، 12و13 سالگی هم بفرستین یه موسسه ای که بدونین مدرسین خوبی داره. من 4 سال از 12 تا 17 سالگی زبان خوندم و رشته دانشگاهیم هم زبان بود با اینحال هنوز مشغول یاد گیریم.یاد گیری یه زبان غیر از انگلیسی هم شدیدا توصیه میشه اگر دوست دارین فرزندتون وقتی بزرگ می شه یه برگ برنده داشته باشه. محیط انگلیسی درست کنین برای بچه هاتون . مثلا من یکی از متد هام موقع تدریس همینه.می شستیم و با بچه ها فیلم و کارتون می دیدیم و کلی کیف می کردیم و البته من وسط هاش براشون توضیح می دادم.2 چیز تو زبان خیلی مهمه : فهمیدن و جسارت صحبت کردن.یکی از مشکلاتی که ایرانی های مقیم خارج البته بعضی هاشون دارن اینه که دایم دنبال یه ایرانی می گردن که باهاش ارتباط برقرار کنن. می دونین چرا؟ چون یا زبان بلد نیستن یا جسارت صحبت کردن و ندارن.

من زبانهای فرانسه ، مندرین یا چینی ، اسپانیایی و آلمانی پیشنهاد می کنم برای یاد گیری.

تو مالزی با توجه به توضیحاتی که دادم اکثرا به زبان انگلیسی مسلط هستن حتی کارگرهای ساختمانی و هیچ مشکلی برای ارتباط وجود ندارد.

حالا چند تا ایده دارم براتون :

1- چند نفر اینجا دوست دارن زبان انگلیسیشون و تقویت کنن؟ ببینین گفتم تقویت کنن منظورم اونایی که هیچی نمی دونن نیست یا اونایی که استادن ماشالا.خوب ایده اینه اگر دوست دارین تو وبلاگ https://amiraaf.blogspot.co.id/ عضو بشین ، من هر هفته در مورد یه موضوعی براتون آموزش زبان می گذارم.در حدی که حتی با تکرار تو ماشین یا حین کار خونه هم یاد بگیرین ، متد ساده خودمه برای شاگردام.اما حداقل 10 نفر باید عضو بشن تا من شروع کنم پس اگر کسی و هم می شناسین که علاقه مند هست ، وبلاگ و بهشون معرفی کنین که عضو بشن.

2- شغل من مدیریت توسعه کسب و کار Business Development Manager

این یعنی من باید یه تجارتی و حالا هر چی که می خواد باشه به سود دهی برسونم.خوب من اینکار و برای شرکتهای مختلف خارجی انجام دادم و میدم.در همه زمینه ها ، رستوران ها ، هتل ها ، شرکتهای تولید کننده انواع محصولات و . . .  خوب این مقدمه رو گفتم تا برسم به اینجا که ما تو ایران بدلیل اینکه بانکهامون فعلا ارتباطی با بانک های خارجی ندارن امکان خرید و فروش آنلاین خارجی نداریم.اما چه خوبه که بدونین غیر ممکن هم نیست.مثلا دوست ندارین فلان موبایل ، لپ تاپ یا هر چیز دیگه ای و خودتون آنلاین خرید کنین؟ از مثلا سایت Amazon

اگر به یادگیری این نوع خرید هم علاقه مندین برام بنویسین.

می دونین اینها چیزهای ساده یین خارج از ایران که به زندگی من خیلی کمک کردن اما خوب ما ایرانیها چندان خبری ازشون نداریم بخاطر تحریمها و من دوست دارم اون چه بلدم بهتون بگم .

تا دوشنبه.