من دارم کوچیک میشم ، بچه و بچه تر

چه روزهای سختی بود.امیدوارم که دیگه تموم شده باشن.خدا می دونه با همه مشکلاتی که بوجود آمده بود بازم به قولی که به خودم داده بودم پایبند بودم.حالا ازینجا هم انداختنم بیرون بالا خره میرم یه جایی.انقدر روی این زمین جاهای خوب هست.آدمهای خوب ؛ طبیعت قشنگ.قرار نبوده که من وایسم ، دیگه هیچوقت متوقف نمیشم ، هیچوقت.

اداره مهاجرت می گفت باید اسپانسر قبلیت نامه بده که اسپانسری و منتقل می کنه به یکی که تو این شهر متولد شده.این یعنی اکثر دوستامم نمیتونن اسپانسرم شن چون اکثرا از شهرای دیگه اومدن اینجا.خلاصه افل یکی از دوستاش و پیدا کرد و مسئله اسپانسر جدید حل شد.موند اسپانسر قبلیم که مارینا بود.الا و بلا باید اون نامه بده هیچ راه دیگه ای هم نداره.این و افسر اداره مهاجرت به افل گفته بود.

وقتی به مارینا گفتیم گفت باشه می فرستم.اما از فرداش غیبش زد و رفت که رفت.دیگه داشتم پیه این و به تنم میمالیدم که یا برم جای دیگه یت یه هزینه 500 ، 600 $ و به جون بخرم و برم مالزی و برگردم.این هزینه  هم بخاطر اینه که ما ایرانیها راحت نمی تونیم ویزا بگیریم و باید یه پولی به یه آشنایی بدم تا ویزام و ازینجا صادر کنن و تلکس کنن مالزی.خلاصه هزار دردسر.

دیروز صبح رفتم بیمارستان.دکتر داشت بخیه بازومو باز می کرد ، درد وحشتناکی داشتم .همزمان هم بخیه انگشتهای پام و دردی زیاد.تا جایی که دکتر گفت بقیه شو بذاریم چند روز دیگه. وقتی دکتر این و گفت فکری به ذهنم رسید.به افل گفتم وقتی من و رسوندی خونه برو اداره مهاجرت.بگو من زخمهام خوب نشده باید مرتب بیام بیمارستان و دکتر اجازه سفر بهم نمیده.قربونت برم خدا.گفتم تو این تصادف حکمتی هستا.افسر قبول کرد!! با وجودیکه روز قبلش مسعود و ملینا رفتن و پرسیدن گفته بود هیچ راهی نداره.

امروزم افل مدارکم و برد و قبول کردن و دوشنبه هم ویزای ماه دیگم جور میشه.دارم فکر می کنم به دانشگاه ثبت نام کنم و ویزای تحصیلی بگیرم که راحت بشم.خدا کنه بشه . . .

پریشب مسعود و کمیل و ملیتا با 2 تا از بچه های سی اس اینجا مهمونم بودن.خوب بود برای روحیه م مخصوصا اینکه با کمیل حرف برای زدن همیشه هست.

خدا کنه دوشنبه هم اتفاق خاصی نیوفته و ویزام تمدید بشه.

امروز رفتم موسسه سویفت برای تدریس دوره آیلتس.جلسات مکالمه ش و به من پبسنهاد دادن.البته فعلا بصورت جلسه ای.تا ببینیم چی میشه.درآمدش زیاد نیست اما اگه خدا بخواد و متد تدریس منو ببینن حتما به توافق بهتری میرسیم.

دیشب رفتم بازارو یکم مرغ و سبزی خریدم.امروز هم یه خورشت بادمجون درست کردم ، به به.

 

کیفور می کند دلم را ؛

یاد تو در هر لحظه از این جهانم ؛

من اینجایم

مستی ام که هر خراباتی می خورد حسرتم را.

 

ماشالا اشتهام هم خیلی خوب شده ، دائم درحال خوردنم ، حتما باید 2 ، 3 تا کار پیدا کنم که این شکم وبتونم سیر کنم!

فردا یا پس فردا می خوام برم یه سر پیش کمیل .اگه اینجا موندنی بشم می خوام یه جایی تو اون منطقه اجاره کنم.میشه جای بزرگتر و ارزونتر کرایه کرد و چون اطراف شهر و کنار رودخونه س من بیشتر دوسش دارم.

باید یکم مطالعه م و بیشتر کنم اگه فقط بخوام تدریس کنم نیاز به مطالعه بیشتر دارم.

امروز فیلم پاتال و آرزوهای کوچک و دانلود کردم و یکمش و دیدم. یادش بخیر بچه که بودم و این فیلم و دیدم بعدش تا مدتها دلم می خواست یه کره زمین داشته باشم.

خدایا تو نذار آرزوهامم یادم بره ، حواست که بهم باشه خودم میرم دنبالشون.هرچند من همین الان هم دارم تو آرزوهام زندگی می کنم.

بخدا میشه خیلی عشقهای دیگه هم تو زندگی داشت.عشق فقط بین زن و مرد و بچه و آدمیزاد کلا نیست.

الگ دوست روسم می گفت : امیر درها رو بروی خودت باز کن.

من میگم باید درهای بیشتری و باز کنیم.

من نمی ترسم ! پشت هر دری قطعا چندتا در دیگه هست .این یعنی همیشه امکان جدیدی برامون بوجود میاد.برای عاشق شدن ؛ لذت بردن.

تکون بخورین !

 

جمعه 9 می 2014

 

/ 5 نظر / 21 بازدید
محمد

سلام به ما سر بزن سرگرمی داستان کوتاه و ... ببین جوک جدید هم هم قرارداده شد لینک زیرم ببین و نظرتو بده http://jbums.ir/2014/05/iron/

محمد

سلام به ما سر بزن سرگرمی داستان کوتاه و ... ببین جوک جدید هم هم قرارداده شد لینک زیرم ببین و نظرتو بده http://jbums.ir/2014/05/iron/

محمد

سلام به ما سر بزن سرگرمی داستان کوتاه و ... ببین جوک جدید هم هم قرارداده شد لینک زیرم ببین و نظرتو بده http://jbums.ir/2014/05/iron/

رزا

سلام امیرجان. بلا به دور باشه آقا،خداروشکر که دوستات هستند.بقول خودت تو کشور غریب بیشتر مراقب خودت باش. سلامت باشی و موفق [گل][گل][گل]

parvin

سلام شما امير آقايي عزيز و گرامي ما هستي؟ فرقي نمي كنه حتي اگر هم نباشي اما چندتا ازين دل نوشته هاي شما حال مرا جا آورد مثل اين و گفته ي الگ به شما ، من دنبال دل نوشته هاي شما مي گشتم كه به اين سايت برخوردم به هر حال هركي هستين خوشحالم يافتمتون ارادتمند و دعاگوي [لبخند][گل]