باران

بارون و بارون و بارون

الان چند روزی هست که اینجا هوا همش بارونیه. اصلا نمیشه هیچ جا رفت.

میام رستوران و میرم خونه. از مشتری هم که به اونصورت خبری نیست. کلا فصل توریست نیست الان. بر عکس ایران که الان باید حسابی شلوغ و پلوغ باشه و مردم اینور و اونور دنبال خرید کردن.

 

خدا کنه شب عیدی همه اوضاع مالی و دلی شون خوب باشه. یه عید شاد. من از بچگی عاشق عید ها بودم. برای همینم هست که امسال که ایران نمیتونم برم انقدر بال بال می زنم.

 

این و هم بگم که مدتهاست تاریخ برام مهم نیست. این که چه روزی و چه ماهیه.

دلم می خواد لحظه م رو زندگی کنم.

 

چند وقتیه دوباره به سرم زده برم آمریکای جنوبی. این فکر مدتهاست که با منه. هنوز هیچ برنامه ای براش نریختم. اما تو فکرمه. انگار که یه چیزی اونجا منتظرمه. باید یکم اینجا پول جمع کنم و بعد برم. 

می خواستم از طریق یکی از دوستام بدهی خط ایرانم چقدره ، گفت کد پستی اولین آدرسی که به مخابرات دادی و بده ، شماره ملی و . . . 

پشیمون شدم. واقعا انقدر دنگ و فنگ داره؟!

 

 

/ 0 نظر / 21 بازدید