تصویر مرگ

لب طاقچه آیینه ای بی تصویر
پشت شیشه پنجره ها خاموشیست

شب چراغی در آن کنج اتاق
خانه اما ، پر از تاریکی ست

هر طرف بر در و دیوار ، ترک
سایه تکراری ، بر این ویرانیست

گلدان گلی در آنسوی حیاط
ساقه ها خشکیده ، دوره بی آبیست

ساز و آوای تنبور و سه تار
موسیقی این خانه فقط تنهاییست

در به سوز باد می نالد
پنداری که مرگ هم همین نزدیکیست

مهر 91

/ 5 نظر / 14 بازدید
حسنا

و تو هیچگاه نخواهی فهمید که شبها، آن زمان که به خواب میروی من همچنان گوشی تلفن را نگه میدارم و به هیچ صدایی که نمی آید فکر میکنم! و تو هیچگاه نخواهی فهمید سلام وبت عالیه به منم سربزن [گل]

عاشقانه های حوا

تمام پاییزهای پارینه سنگی تا سال پیش یک طرف پاییز امسال یک طرف کافی ست باد بر گوشه ی شال بنفش ات بپیچد

علی

واژه دلتنگی و تنهایی همه برگرفته شده از یک فرهنگ است هر کس این نی لبک را به سلیقه خود می نوازد

shervin007

سلام دوست عزیز وبلاگت فوق العادست مرسی