گرمه بابا پختیم

عجب روزی بود امروز. اسباب کشی به خونه جدید و پرداخت حقوق .اینجا ساعت 6 عصر و تازه ناهار خوردم. صبح ساعت 6 از خواب بیدار شدم و صبحونه و ورزش. گرگ با ماشنیش وسایلم و ببک و آورد خونه جدید.یه سری و هم با موتور خودم آوردم. بعدم سر ظهری رفتم بانک تا حقوق هارو واریز کنم. خیلی هم گرم بود امروز. اما خوب خونه جدید و دوست دارم.یکم کار داره اما خوبه . آرومه و بزرگتر.

مدتها بود می خواستم این پشن فروت و امتحان کنم. عجب طعم باحالی داشت.امروز بچه های آَشپزخونه آورده بودن و تست کردم. قرار شد فردا برام بیارن یه دونه. پشن فروت و نمیشه از بازار خرید . معمولا محلی ها دارن.الان هم فصلشه. وای خیلی خوب بود .می خوام تخمش و در آرم تو باغچه جلوی خونه م بکارم. قیافه ش مثل یه تخم مرغ اما سبز رنگ و یکم بزرگتر. از وسط می برن و با قاشق داخلش و می خورن. عجب چیزیه لامصب.

این خونه جدید آبسر کن نداریم که آب گالنی بخرم. برای همین امروز پول دادم برای یه چیز عجیب و غریب خریدن که گالن آب و می داری توش و یه شیر کوچیک هم داره.سرامیک ه قشنگ.

دلم می خواست ایران میومدم کلی چیزای قشنگ برای خونه م می خریدم.

خدا کنه وضع کار و برام ثابت شه تازه دارم جون می گیرم اینجا.

 

 

 

/ 4 نظر / 9 بازدید
زيرزمينيا

سلام وبلاگت واقعا عاليه ... به منم يه سر بزن خوشهال ميشم [قلب]

چی

گذشته که گذشته. واقعا لذت میبرم وقتی میبینم کسی از الانش راضیه. حس خوب داره. من زیاد سر میزنم به گذشته. کاش زودتر این عادت از سرم بیفته

چی

راستی، کلا نظرها رو تایید نمیکنی؟

پگاه

وبلاگت خخخخخیلی خوبه