دوشنبه 12 می

دیروز رفتم یه سر به کمیل بزنم که نبود علیرغم اینکه گفته بود کل روز و خونه ست.دوستش آدرین بود.خونه کمیل کنار رودخونه س و تو یه روستا و خیلی دور از خونه من.تصمیم گرفتم اگه ماه بعد خواستم تو جوگجا بمونم تو همچین موقعیتی جا بگیرم ، هم ارزونتره هم آرامش خوبی داره و برای من بهتره.چند تا شماره از آدرین گرفتم از کسایی که می تونن کمک کنن خونه پیدا کنم اما خوب مهم اینه که بتونم اول اینجا کیتاس بگیرم که همون اجازه کاره که بیشتر بخاطر اینه که اقامت یکساله داره و تمدید ماهانه نمی خواد.

برگشتنی رفتم بیمارستان که دکتر بخیه هام و ببینه.بخیه بازوم و باز کردن.اما انگشتهای پام هنوز آماده نبود . نباید می شستم پشت موتور.یکی دو روز دیگه باید بشینم تو خونه اما هی کار پیش میاد.الان آدام دوست سوئدیم بهم مسیج داد تو بیس بوک که یکی از دوستاش داره میاد جوگجا فردا و برم باهاش بیرون.شایدم بخواد خونه من بمونه نمیدونم فعلا.اسمش علی و نروژیه. خوب من که عاشق پیدا کردن دوست جدیدم گفتم باشه.خدا کنه از شر این بخیه های پام زودتر راحت شم.

به مامان گفته بودم مدارکم و برام پست کنن الان از اداره پست اینجا زنگ زدن که آدرس و چک کنن و بگن که ساعت 3 بسته رو میارن.

خسته شدم از خونه نشستن ، دلم می خواد برم سفر . . .

/ 2 نظر / 18 بازدید
یلدا

سلام ممنونم از حضور پر مهرتون موفق باشید [گل][گل]

سرندی

آخی...من هنو کامل نخوندم وبت رو آرشیوشم که الی ماشاالله سر فرصت سعی می کنم همشو بخونم...